معمولا وقتی کسی ازم می پرسه چکاره ای ؟ میگم معلم استثنایی.بلافاصله می گن ناشنوا؟ میگم نه! کم توان ذهنی! میگن آهان عقب مانده ذهنی(یا بعضیا میگن خل و چل ها؟!!)خدا به دادت برسه!! بیشتر مردم نمی دانند که اینها عقب مانده نیستن.کم توان هستند و باید توانمند سازی شوند. به هر حال من آموزگار کودکان کم توان ذهنی هستند. اصولا کم توان های ذهنی به «حمایتی ها» ، «تربیت پذیرها» و «آموزش پذیرها» تقسیم می شوند. حمایتی ها کسانی هستند که قادر به انجام هیچ فعالیت یا مهارتی نیستند و باید در مراکز مراقبتی یا توسط والدین تحت مراقبت خاص قرار گیرند. تربیت پذیر ها کسانی هستند که نسبت به حمایتی ها از بهره هوشی بیشتری برخوردارنمد اما نه آنقدر که بتوانند آموزش خاصی راببینند. این افراد حد اکثر می توانند مهارت هایی جهت انجام فعالیت های ساده روزمره مثل غذا خوردن و لباس پوشیدن را بیاموزند. اماآموزش پذیرها افرادی هستند که در میان کم توانان ذهنی بیشترین بهره هوشی را دارند و می توانند تحت آموزش خاصی قرار گرفته و بخشی از مفاهیم ساده نوشتاری و گفتاری را بیاموزند. این افراد گاهی آموزش یک پایه تحصیلی را طی سه سال می گذرانند و اگر چنانچه بیش از سه سال طول کشیده و به تشخیص متتخصص تربیت پذیر تشخیص داده شوند از ادامه تحصیل باز می مانند. اما گاهی قادر می شوند تا پایه اول یا دوم راهنمایی هم پیش رفته و از آن پس به حرفه اموزی هدایت شوند.
به هر حال آنچه متاسفانه در کشور ما پذیرفته نشده اینست که این افراد هم انسان هایی هستند دارای احساس و حق حیات و برخورداری از تمام نعمت های الهی و به لحاظ حقوق فردی با دیگر انسان ها برابر و حتی نیاز به حمایت ویژه و خاص. آنچه محرومیت ذهنی این کودکان را بیشتر می کند فقر مادی و به تبع آن فقر فرهنگی اغلب خانواده های آنان است. برای من به عنوان یک معلم دانش آموزانم هیچ فرقی با دانش آموزان عادی -به لحاظ مسئولیتی که در قبالشان دارم- نمی کند و حتی در قبال ایشان بیشتر خودم را مسئول می دانم.
آموزگار استثنایی بودن سختی های خودش را دارد. سر و کله زدن با بچه هایی که برای تفهیم حداقل مفاهیم ممکن روزها و بلکه ماه ها باید انتظار یادگیریشان را داشته باشی و مشکلات بهداشتی ای که سر کلاس پیش می آورند یا مسئله صرع که اغلبشان با آن مواجهند و یا مراقبت و نگهداری از اینکه مشکل و برخوردی بین آنها در کلاس و مدرسه پیش نیاید و دهها مسأله دیگر کافی است تا شما را در پایان یک روز کاری عصبی و خسته کند. اما دانش آموزان کم توان ذهنی هم دنیای زیبای خود را دارند و در کنار سختی ها و تلخی های کار شیرینی ها و خاطرات خوش را هم دارند.
من اینجا به خواست خدا و کمک های همسر خوبم سعی خواهم کرد تا از تلخی ها و شیرینی های کار بنویسم و خاطراتم را بازگو کنم. fereshteha

Link: http://roshany.blogfa.com/post-3.aspx