نظر یکی از خوانندگان
برادر شوهرم الان 24 سالشه و داون خفیف داره. یعنی می تونه درس بخونه و الانم دانشگاه میره! ولی خب درسش خیلی ضعیفه.
ماجرای طولانیی داره. فقط بگم که هیچ کس به روی خودش نمیاره که اون داونه. ولی خیلی واضحه. خانوادش به هیچ وجه زیر بار اینکه اون مشکل داره و بیماری اون داره نمیرن! در حالی که از قیافش و رفتارش و کندی اش در رشد و خیلی چیزای دیگه واضحه! حتی حموم رو با پدرش میره! شب توی بغل باباش می خوابه! عین بچه ها همش میگه برام این رو بیارید، اون رو بیارید! خیلی هم بد اخلاق و بد دهنه. به همه چیز توی خونه گیر میده.
اونم چند وقته عاشق شده. ولی من که از آینده همچین ازدواجی می ترسم. البته بعید می دونم که دختر معمولی بخواد با همچین آدمی ازدواج کنه. مگه اینکه از روی ناچاری و به خاطر پول ازدواج کنه. خانواده شوهرم وضع مالی معمولیی داره. خلاصه اینکه شاید یک روز واقعا مثل یه آدم معمولی براش برن خواستگاری! چی می خواد بشه خدا می دونه!
ماجرای طولانیی داره. فقط بگم که هیچ کس به روی خودش نمیاره که اون داونه. ولی خیلی واضحه. خانوادش به هیچ وجه زیر بار اینکه اون مشکل داره و بیماری اون داره نمیرن! در حالی که از قیافش و رفتارش و کندی اش در رشد و خیلی چیزای دیگه واضحه! حتی حموم رو با پدرش میره! شب توی بغل باباش می خوابه! عین بچه ها همش میگه برام این رو بیارید، اون رو بیارید! خیلی هم بد اخلاق و بد دهنه. به همه چیز توی خونه گیر میده.
اونم چند وقته عاشق شده. ولی من که از آینده همچین ازدواجی می ترسم. البته بعید می دونم که دختر معمولی بخواد با همچین آدمی ازدواج کنه. مگه اینکه از روی ناچاری و به خاطر پول ازدواج کنه. خانواده شوهرم وضع مالی معمولیی داره. خلاصه اینکه شاید یک روز واقعا مثل یه آدم معمولی براش برن خواستگاری! چی می خواد بشه خدا می دونه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:57 توسط فرشته های اسمانی
|
این وبلاگ فرشته های اسمانی است.