چند روز پیش خانمی به من زنگ زدو در مورداینکه چه دارو هایی برای کودکان سندرم دان مفید است از من سوال کرد. حس کنجکاوی من باعث شد مصاحبت ما کمی به درازا بکشد و خانم فرمودند فعلا سرپرستی کودک 2 ساله مبتلا به سندرم دانی را به عهده گرفته اند که پس از تولد والدینش در بیمارستان رها یش کرده و اکنون در شیرخوارگاهی (از نام بردن شیرخوارگاه و نام آن دختربچه معذورم )در تهران نگهداری میشود را به عهده گرفته اند.و ادامه دادند از آنجا که خانواده دیگری نیز خواهان سرپرستی آن فرشته آسمانی است فعلا یک هفته در ماه پیش ماست ویک هفته نزد آن خانواده دیگر.البته آن خانواده فقط به فکر حمایت از کودک به طور دورادور و نه به طور دایمی نزد آن خانواده است ولی من خیلی علاقمندم این فرشته را به خانواده خود اضافه کنیم وفرزند مان باشد.درادامه سوال کردم آیا شما بچه دارید؟ یا بچه دار میشوید؟ خانم فرمودند من وان خانواده دیگر بچه نداریم ولی من باردارم .مساله همین است و منتظرم ببینم وقتی فرزندم بدنیا آمد احساسات و شرایطم به چه شکلی میشود بهزیستی نیز به این موضوع تاکید دارد که از روی احساس تصمیم غلطی نگیریم .و اکنون من وشوهرم کودک را به توانبخشی جهت گفتار درمانی و مفاهیم درمانی وکاردرمانی میبریم وبه دنبال این هستیم که اگر دارویی باعث پیشرفت این کودک میشود برایش تهیه کنیم و فارغ از هر چیز چیزی کم وکسر برایش نگذاریم .همه چیز به آینده بستگی دارد.

اینها باعث شد خاطرات گذشته برایم تداعی شود .خاطره ای عجیب که در روزهای ابتدایی تولد رضا در بیمارستان میلاد برایم اتفاق افتاد . خاطراتی باروح الهی :

همان طور که گریه میکردم از آزمایشگاه کریمی نژاد جهت تست کروموزومی به سمت بیمارستان رفتم .قرار بود اسم پسرمان دانوش باشد ولی بی اختیار تصمیم گرفتم اگر جواب ازمایش منفی شد اسم پسرم را رضا بگذارم وتا مشهد پیاده بروم حتی قیومیت ۲ بچه بی سرپرست را قبول کنم نمیدانم دیگر چه ها نذر کردم ....به بیمارستا ن رسیدم پسرم را دوست داشتم چه مبتلا به سندرم دان چه سالم . بی اختیار به سمت بخش رفتم پسرم را بغل کردم بوسیدم و روی کارت نوزادیش نوشتم (من پسرم اقا رضا پسر بابا محسن)و وقتی نگاهش کردم با خودم عهد کردم هیچ گاه رضا را از خودم جدا نکنم.

ودر پاسخ به عده ای عاقل المغز متفکر که گفتند بچه را در بیمارستان بگذار وفرارکن ما اشناداریم .خودت را راحت کن وبهزیستی است... گفتم :حرومزاده هاخفه شید این بچه هدیه خداست وبچه منه و نگه میدارمش .....

درهمین بین خانمی که نوزادی در آغوش داشت در بخش به طرف من آمد و به من گفت:آقا ناراحت نباش حتما حکمتی در کاره!!!!!!!

من درحالی با چشمانی اشک آلود که باعث میشد صورت آن خانم را خوب نبینم به او گفتم :خانم شما اصلا میدونید من چی میکشم اصلا میدونی حکمت یعنی چی!!!!!خانم گفت:شاید نه ولی اجازه بده خاطره ای برات تعریف کنم شاید کمکت کنه.و ادامه داد...............

حدود ده سال پیش من و شوهرم رو پزشکان از داشتن بچه جواب کردند وگفتند دیگر شما بچه دار نمیشوید .با کش و قوس زیاد شوهرم برای یکی از شهرهای دور استان خراسان ماموریت شغلی گرفت وبعد از مدتی شایعه بارداری من را در فامیل انداختیم و با هزارجورآرتیست بازی ومخفی شدن ازفامیل . 9 ماه بعد قیومیت نوزادی را از یکی از شیرخوارگاه ها به عهده گرفتیم و صاحب فرزندی به نام علی شدیم.و مدتی بعد به تهران آمدیم.ولی پس از چندما متوجه مشکلات رفتاری پسرمان شدیم و به پزشک مراجعه کردیم .پزشکان همه متفق القول بودند فرزندمان فلج مغزی است و او به مرور کاملا فلج شد وفقط یک تکه گوشت واستخوان بود .من وشوهرم کاملا روحیه مان را از دست داده بودیم .بهزیستی حاضر شد بچه را پس بگیرد ولی شوهرم گفت:او فرزند ماست و از اونگهداری میکنم در این موضوع حکمتی است.تصمیمی عجیب وخدایی .... وما از او مثل بچه واقعی خودمان نگهداری کردیم بدون توجه به حرف مردم ......تا آن که ...................

سه سال از آن روزهای سخت گذشت و من ناگهان چون معجزه ای باردار شدم!!!!!!!!!! و خداوند پسر سالمی به من داد و این دومین فرزند سالمی است که خداوند به ما عطا کرده است .... ما هرچه داریم از علی است ...........

در بیمارستان ان زن این واقعه را تعریف میکرد ومن فقط گریه میکردم .بله زندگی پر است از روزهای تلخ وشیرین .روزهای بد وخوب .روزهای آرام و شلوغ. روزهای عادی وعجیب و............این ها طبیعت زندگیست.

وحالا کودکی در یکی از شیرخوارگاه های تهران وجود دارد که پر است ازعشق واحساس و پر از نیاز به عشق ومحبت که والدینش چون او مبتلا به سندرم فرشتگان است رهایش کرده اند.شاید هیچ کس بهتر از ما نداند که داشتن والدین برای یک کودک فرشته گونه از خون در رگهایش برایش بیشتر ضروری است . حکمت تلفنی که به من زده شده و سرنوشت آن کودک را نمیدانم ولی ازشما عزیزان میخواهم برای آن کودک معصوم وعضوی از خانواده سندرم فرشتگان برای داشتن والدین به سوی خداوند دعاونذرکنید.یا علی مدد..............